تبليغاتX
خیال‌های شهری

خیال‌های شهری

شعرها و نوشته‌های سیدضیاءالدین شفیعی

بعد از سکوت/ سوم

 

 

خاطرات

 

انگشت شب ورق زده این خاطرات را

پر کرده از مرکب خونین دوات را

 

آغاز قصه را چه کسانی نوشتهاند

آن جملههای درهم و بی ارتباط را

 

پاها شکسته اند، قلم ها شکسته اند

بنویس مو به مو همهی این نکات را

 

بنویس ما به مرگ تشرها زدیم تا

پیدا کنیم چشمهی آب حیات را

 

 

گفتند:« صبر چارهی این تشنه کامی است»

سد کردهاند گرچه مسیر فرات را

**

لب تشنه تا که شهر قلندر شهید شد

رگ می زنند زمزمه ی کوچه هات را

**

ما غرق آتشیم، سراپا و بند بند

دستی فشرده است گلوی قنات را

 

حتی نفس کشیدنمان اضطراری است

باید مدد گرفت، همه کائنات را

 

دیوارهای شهر پر از خط قرمزند

دیگر کسی به یاد ندارد جهات را

 

 حتما اینجا را هم ببینید  

 

 

+ سید ضیاءالدین شفیعی، دوشنبه یازدهم آبان 1388،

درباره

در میانه‌ی دهه‌ی چهل در مشهد متولد و در اوایل دهه‌ی شصت با شعر آشنا شدم، اما او از همان اول با من بود !


آرشیو

· پست های پیشین


مطالب اخیر

· بعد از سکوت / پنجم
· بعد از سکوت/چهارم
· بعد از سکوت/ سوم
· بعد از سکوت /دوم
· بعد از سکوت / اول
· بعد از سکوت/ صفر
· شاید عاشق شده باشم
· مرگ زیر ذره بین 3
· مرگ زیر ذره بین 2
· مرگ زیر ذره بین1


تالیفات

· بیدارتر از صبح
· شرح خواب های گمشده
· انار
· سرود مرد غریب


همراهان


جستجو