تبليغاتX
خیال‌های شهری

خیال‌های شهری

شعرها و نوشته‌های سیدضیاءالدین شفیعی

من مرگ را او خطاب می کنم

آخر:

 

عبدالقادر بیدل دهلوی را گفتند:« معجزه‌ی شاعری‌ات را به ما نشان بده و بیتی بسرای که بتواند تا همیشه ادامه یابد بی آنکه قواعد شعر درهم ریزد».

مولانا این بیت را بی درنگ سرود :

نشانت می‌دهد هر دم به انگشت عصا پیری

که مرگ این‌جاست یا این‌جاست یا این‌جاست .....

پس او تا روزی که جهان تعطیل شود، همچنان این‌جا و آن‌جا با مردم دیدار خواهد داشت و آخرین تجربه‌ی آدمیان از زندگی خواهد بود!

این دفتر تنها روایت سی دیدار از ملاقات‌های اوست و دور نیست اگر شرح حکایت‌های باقی مانده و متن دیدار‌های آینده‌ی او دفترهایی دیگر از شعرهایی باشند که از این قلم منتشر خواهند شد... 

There is no end to death; thus…

no end to poems on death.

These 30 verses on death do not mean the end;

the story of death is an endless tale.

So these verses will continue;

just as death continues……..

 

if you do not want it in poetry form:

 

Because death has no end, poems on death will always be written; therefore, there will be more to these 30 verses on death since death is a story without an end.

 

 

 

 

+ سید ضیاءالدین شفیعی، یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387،

درباره

در میانه‌ی دهه‌ی چهل در مشهد متولد و در اوایل دهه‌ی شصت با شعر آشنا شدم، اما او از همان اول با من بود !


آرشیو

· پست های پیشین


مطالب اخیر

· بعد از سکوت/ سوم
· بعد از سکوت /دوم
· بعد از سکوت / اول
· بعد از سکوت/ صفر
· شاید عاشق شده باشم
· مرگ زیر ذره بین 3
· مرگ زیر ذره بین 2
· مرگ زیر ذره بین1
· من مرگ را او خطاب می کنم
· من مرگ را او خطاب می کنم 30


تالیفات

· بیدارتر از صبح
· شرح خواب های گمشده
· انار
· سرود مرد غریب


همراهان


جستجو