خیالهای شهری
شعرها و نوشتههای سیدضیاءالدین شفیعی
من مرگ را او خطاب می کنم 26
26
شيرينترين لبخند را
به برادرانم
تحويل داد
تا بيپروا عاشق شدند
و من هنوز
يادشان را
با اين عصر تلخ
سر ميكشم.
I gave the sweetest smile
to my brother
until they loved without fear
and I still swallow
the memory of this bitter time
درباره
در میانهی دههی چهل در مشهد متولد و در اوایل دههی شصت با شعر آشنا شدم، اما او از همان اول با من بود !
آرشیو
· پست های پیشین
مطالب اخیر
· بعد از سکوت/ سوم · بعد از سکوت /دوم · بعد از سکوت / اول · بعد از سکوت/ صفر · شاید عاشق شده باشم · مرگ زیر ذره بین 3 · مرگ زیر ذره بین 2 · مرگ زیر ذره بین1 · من مرگ را او خطاب می کنم · من مرگ را او خطاب می کنم 30
تالیفات
· بیدارتر از صبح · شرح خواب های گمشده · انار · سرود مرد غریب
همراهان
جستجو