تبليغاتX
خیال‌های شهری

خیال‌های شهری

شعرها و نوشته‌های سیدضیاءالدین شفیعی

مرگ زیر ذره بین1

سید ضیاءالدین شفیعی:

من مرگ را او خطاب می‌کنم

مژگان عباسلو

به خاطر دارم، روزی را که سعادت داشتم برای بار نخست دست‌نوشته‌های آماده‌ی انتشار دفتری از سروده‌های استاد گرانمایه ضیاءالدین شفیعی را بخوانم. دست‌نوشته‌هایی به خط ایشان که به همان شکل نیز منتشر شد. بعد از اتمام دفتر، با شادمانی یک فاتح هنگام کشف ِ سرزمینی تازه رو به استاد درآمدم که: اگر درست فهمیده باشم، منظور از «او» در تمام این شعرها «مرگ» است، مگر نه؟

یادم نیست چه جوابی شنیدم اما خوب یادم هست که با بستن دفتر، تازه چشمم به عنوان مدادی شده‌ای افتاد که از پشت تلق شیشه‌ای خودنمایی می‌کرد: «من مرگ را او خطاب می‌کنم.»

شرمندگی‌ام آن‌روز ... چه کشفی!


***
سیدضیاءالدین شفیعی، برای ادبیات‌دوستان و شعرخوانان نام شناخته‌شده و آشنا‌یی‌ست. او در میانه‌ی‌ دهه‌ی‌ چهل‌ در مشهد متولد شد، با تولد انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ عرصه‌ی‌ فعالیت‌های‌ فرهنگی‌ هنری‌ قدم‌ گذاشت. در سال‌های‌ دفاع‌ مقدس‌ به‌ ادبیات‌ گرایش‌ پیدا کرد‌ و از آن‌ پس‌ از پنجره‌ی‌ شعر، نثر و داستان‌ به‌ تماشای‌ جهان‌ پر هیاهوی‌ اطراف‌ نشست. روزنامه‌ نگاری ِ رسمی‌ را با پذیرش‌ مسئو‌لیت‌ سرویس‌ ادبیات‌ مقاومت‌ در روزنامه‌ی‌ «سلام»‌ و سپس ستونی با عنوان «کتیبه‌ی زخم» آغاز کرد‌ و نخستین‌ کتابش‌ در سال ‌1372 با نام‌ «سرود مرد غریب» منتشر شد. کتاب «پشت‌ به‌ سایه‌ها و صداها»ی او اثر برگزیده‌ی‌ چهارمین‌ دوره‌ی‌ انتخاب‌ دوسالانه‌ی‌ کتاب‌ دفاع‌ مقدس‌ شد. نخستین‌ مجموعه‌ شعر سیدضیاءالدین شفیعی‌ با نام‌ «شرح‌ خواب‌های‌ گمشده» در سال ‌1379 جزء شش‌ کتاب‌ مرحله‌ی‌ پایانی‌ انتخاب‌ کتاب‌ سال‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌ بود. هم‌چنین کتاب‌ منتخب‌ شعرهای او‌ که‌ یکی‌ از کتاب‌های‌ «گزیده‌ی‌ ادبیات‌ معاصر» است،‌ در دومین‌ دوسالانه‌ی‌ ادبیات‌ پایداری، رتبه‌ی‌ نخست‌ و کتاب ‌«سکوت‌ آزاد است» او در سومین‌ دو سالانه‌ی‌ ادبیات‌ پایداری‌ سال ‌1383 رتبه‌ی‌ نخست‌ شعر را احراز کردند. سیدضیاءالدین شفیعی هم‌چنین، در نخستین‌ دوره‌ی‌ انتخاب‌ بهترین‌ کتاب‌های‌ دفاع‌ مقدس استان به‌ خاطر مجموعه‌ی‌ آثارش، به‌ عنوان‌ «مولف‌ برتر» برگزیده‌ شد‌. تاکنون تالیفات‌ و تحریرات‌ متعددی‌ در زمینه‌های‌ مختلف‌ شعر، نثر، نقد، و ترجمه‌ از این‌ قلم‌ به‌ چاپ‌ رسیده‌است‌ که از آن جمله‌اند:

سرود مرد غریب: سوگ‌نامه‌ای‌ در بزرگداشت‌ زنده‌یاد سلمان‌ هراتی‌

انار: مجموعه‌ای‌ مشتمل‌ بر شش‌ داستان‌ کوتاه‌

پشت‌ به‌ سایه‌ها و صداها: مجموعه‌ی‌ نثر، مشتمل‌ برحدود پنجاه یادداشت‌ شاعرانه‌

بر گونه‌های‌ ماه‌: مجموعه‌ی‌ شعر نوجوان‌

سرخ‌رویان‌ زمین‌: برگزیده‌ای از داستان‌های‌ نویسندگان‌ طلبه‌

گنج‌ نهان: جشن‌نامه‌ای‌ در بزرگداشت‌ علامه‌ حسن‌ زاده‌ آملی‌

افکار و اندیشه‌های‌ سید جمال‌ الدین‌: برگردان‌ به‌ فارسی‌ از سریل‌ نوشته‌ی‌ حق‌نظر نظرُف

گزیده‌ی‌ ادبیات‌ معاصر شماره‌ی‌97 شعر: گزیده‌ای‌ از شعرهای‌ سال‌های‌ 72-1364

شب یک رویا: مجموعه‌ی نثرهای ادبی در زمینه‌ی ادبیات مقاومت

و قریب به ده اثر دیگر

 


ادامه مطلب
+ سید ضیاءالدین شفیعی، شنبه سی ام آذر 1387،

من مرگ را او خطاب می کنم

آخر:

 

عبدالقادر بیدل دهلوی را گفتند:« معجزه‌ی شاعری‌ات را به ما نشان بده و بیتی بسرای که بتواند تا همیشه ادامه یابد بی آنکه قواعد شعر درهم ریزد».

مولانا این بیت را بی درنگ سرود :

نشانت می‌دهد هر دم به انگشت عصا پیری

که مرگ این‌جاست یا این‌جاست یا این‌جاست .....

پس او تا روزی که جهان تعطیل شود، همچنان این‌جا و آن‌جا با مردم دیدار خواهد داشت و آخرین تجربه‌ی آدمیان از زندگی خواهد بود!

این دفتر تنها روایت سی دیدار از ملاقات‌های اوست و دور نیست اگر شرح حکایت‌های باقی مانده و متن دیدار‌های آینده‌ی او دفترهایی دیگر از شعرهایی باشند که از این قلم منتشر خواهند شد... 

There is no end to death; thus…

no end to poems on death.

These 30 verses on death do not mean the end;

the story of death is an endless tale.

So these verses will continue;

just as death continues……..

 

if you do not want it in poetry form:

 

Because death has no end, poems on death will always be written; therefore, there will be more to these 30 verses on death since death is a story without an end.

 

 

 

 

+ سید ضیاءالدین شفیعی، یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387،

من مرگ را او خطاب می کنم 30

 

30

 

جهان‌ تعطيل‌ شد

و دادگاه‌

بي‌نتيجه‌ ماند

كسي‌ نتوانست‌

شهادت‌ بدهد

او در همه‌ي‌ قتل‌ها

دست‌ داشته‌ است.

 30

The world gone

and the courts remain

without judgment

nobody could give witness to his

hand in all the murders

+ سید ضیاءالدین شفیعی، شنبه نهم آذر 1387،

درباره

در میانه‌ی دهه‌ی چهل در مشهد متولد و در اوایل دهه‌ی شصت با شعر آشنا شدم، اما او از همان اول با من بود !


آرشیو

· پست های پیشین


مطالب اخیر

· بعد از سکوت/ سوم
· بعد از سکوت /دوم
· بعد از سکوت / اول
· بعد از سکوت/ صفر
· شاید عاشق شده باشم
· مرگ زیر ذره بین 3
· مرگ زیر ذره بین 2
· مرگ زیر ذره بین1
· من مرگ را او خطاب می کنم
· من مرگ را او خطاب می کنم 30


تالیفات

· بیدارتر از صبح
· شرح خواب های گمشده
· انار
· سرود مرد غریب


همراهان


جستجو