خیالهای شهری
شعرها و نوشتههای سیدضیاءالدین شفیعی
من مرگ را او خطاب می کنم 5
5
مسافرخانه
- از ما
پُر بود
صبحانه خورديم
او
يكي يكي
ميزها را حساب كرد
The hostel was full of us
we had breakfast
one by one
he charged the tables
من مرگ را او خطاب می کنم 4
4
چترش را باز كرد
و مرا
از برهوت برد
ديگر هرگز
در باران خيس نشدم
He opened his umbrella
and took us from the dryness
Never again did we
get wet in the rain
من مرگ را او خطاب می کنم 3
3
راننده او را شناخت
سوار شديم
تا كسي
ديگر حركت نكرد
ed himzThe driver recogni
we went in
The taxi didn't move
من مرگ را او خطاب می کنم 2
2
چاي خورديم
جدول كلمات متقاطع
پر شد
اما او
تنها
از قهوه خانه بيرون رفت
We drank tea
zlezworked on the crossword pu
but he
alone
left the coffee shop
من مرگ را او خطاب می کنم 1
1
لباسهايم را پوشيد
جواب نامهها را داد
صبحانه ساعت هفت
شام ساعتِ نُه
چاي ساعتِ
تنها، گريستن بلد نبود
He wore my clothes
replied to the letters
breakfast at seven
dinner at nine
tea at
he just doesn't know how to cry.
بهتر است از او شروع کنم :
من مرگ را او خطاب ميكنم
سید ضیاء الدین شفیعی
شعرهاي آزاد
ترجمه به انگليسي:
حسين احمدي
نشر : هنر رسانه اردی بهشت
پاييز85
که نام دیگر شعر است.
شاید حالا که این همه دیر شده است چندان تفاوتی نداشته باشد که به چه دلیل.
به هر حال و بالاخره جهان مجازی یک شهروند تازه پیدا کرد، شاید هم ساکن شدم!
شاید!
درباره
در میانهی دههی چهل در مشهد متولد و در اوایل دههی شصت با شعر آشنا شدم، اما او از همان اول با من بود !
آرشیو
· پست های پیشین
مطالب اخیر
· بعد از سکوت/ سوم · بعد از سکوت /دوم · بعد از سکوت / اول · بعد از سکوت/ صفر · شاید عاشق شده باشم · مرگ زیر ذره بین 3 · مرگ زیر ذره بین 2 · مرگ زیر ذره بین1 · من مرگ را او خطاب می کنم · من مرگ را او خطاب می کنم 30
تالیفات
· بیدارتر از صبح · شرح خواب های گمشده · انار · سرود مرد غریب
همراهان
جستجو